به گزارش مدیرسا به نقل از خبر آنلاین خسروپناه به روزنامه خراسان اظهار داشت:
* پس از اینکه بر سر لایحه عفاف و حجاب میان مجلس و دولت اختلاف نظر پیش آمد و قانون ابلاغ نشد، رهبر شهید، پرونده را به شورایعالی امنیت ملی ارجاع دادند و درنتیجه سایر شوراها منعی برای ورود ساختاری داشتند. البته شورایعالی انقلاب فرهنگی پیش تر تمامی سیاستهای کلان را تصویب و ابلاغ کرده بود و هیچ خلاء سیاستی وجود نداشت. راهبری و هدایت این حوزه هم قانوناً به وزارت کشور محول شد، نه اجرای مستقیم؛ چونکه شورا ابزار اجرائی، بودجه میدانی یا نیروی عملیاتی ندارد. با این وجود، بااینکه لازم نبود و فقط با ۷-۸ بند و ماده جدید، کار قانون جمع می شد اما مجلس ۱.۵ سال وقت گذاشت و متنی با ۷۴ یا ۷۵ ماده تدوین کردند که واقعاً نیازی نبود و خب البته انجام شد و ان شاء ا… تلاششان مقبول باشد. *پس از اینکه کار به شورایعالی امنیت ملی ارجاع شد، این شورا اقداماتی را صورت داد همچون اینکه آنها مواجهه مستقیم با مردم را در مسئله حجاب حذف کردند و با مواردی همچون ارسال پیامک به متخلفان مورد پیگیری قرار|گرفت که به نظر اثرگذار و موفق هم بود.
*ما باید مرز روشنی میان سبک زندگی و برهنگی سازمان یافته ترسیم نماییم. آخرین پژوهشها و پیمایش های میدانی ما نشان میدهد قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کرده اند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند. این ناشی از زیست جهان و تحول در سبک زندگی فردی آن هاست. مواجهه با این بخش از جامعه، بطورکامل معرفتی، اقناعی و از جنس تعامل فرهنگی است. حتی گاهی بانوانی که پوشش متفاوتی دارند به خود بنده مراجعه می کنند و با دغدغه می گویند که ما شهید داده ایم و چرا جلوی برخی وضعیت های زننده گرفته نمی گردد. در مقابل، عده ای بصورت نیمه برهنه یا برهنه وارد معابر می شوند؛ این دیگر سبک زندگی نیست، بلکه حرکتی هدفمند برای ضربه زدن به هویت ایرانی و اسلامی است و حاکمیت نباید در مقابل این جریان سازمان یافته بی تفاوت بماند. *اگر یک قرارگاه ملی حکیمانه تشکیل گردد و از ظرفیت فضلای مؤمن و دانشگاهیان متخصص در جامعه شناسی و روان شناسی استفاده نمائیم، کار با موفقیت پیش می رود. کسی که در خیابان بیهوش می شود، اطرافیان با نیت خیر دور او جمع می شوند اما اگر تخصص پزشکی نداشته باشند امکان دارد با حرکتی اشتباه جان بیمار را به خطر بیندازند.
یعنی معتقدم احتیاج به یک قرارگاه ملی برمبنای اقدامات علمی است. البته ما حالا، هنوز درحال جنگیم. ازاین رو خیلی تصمیم ها باید حکیمانه و دقیق باشد. در حل این مسئله نباید عجله نماییم چون با عجله و بدون کار علمی، نتیجه مطلوب و موفق نخواهد بود.
*بنده از ابتدا بطورکامل مخالف ورود مستقیم نیروی انتظامی و رفتارهایی نظیر ون های گشت ارشاد بوده ام و این نگاه در بین اغلب اعضاء شورایعالی انقلاب فرهنگی هم در دولت قبل و هم در دولت فعلی وجود دارد. نیروی انتظامی مظلوم ما حال روزانه درحال تقدیم شهید برای امنیت کشور است و بالاتر از دو هزار مأموریت برای این مجموعه تعریف شده است. سازمانهای دولتی نباید کم کاری های خودرا به دوش پلیس بیندازند؛ پلیس تخصص کافی در همه حوزه ها را ندارد. ما باید بجای جرم انگاری، به سوی تخلف انگاری حرکت نماییم و از ابزارهای هوشمند و بازدارنده مانند تذکرهای پیامکی بهره بگیریم. همین طور اصلاح را باید بصورت مرحله ای از ادارات و دستگاههای دولتی آغاز کرد، سپس به شرکتهای خصولتی و نیمه دولتی برد و در نهایت به بخش های عمومی و خصوصی تسری داد.
* درباب مسئله عفاف و حجاب در محیط دانشگاه ها جلسات مختلفی با حضور وزرا و صاحبنظران داشتیم و تدابیر خوبی هم تدوین شده است. وزیر علوم منشوری را تدوین کرده و بنا شد این منشور بصورت رسمی به روسای دانشگاه ها ابلاغ شود و خود دانشگاه ها با مدیریت داخلی کار را جلو ببرند. واگذاری مدیریت مسایل دانشگاه به دستگاههای خارج از محیط دانشگاه، منحل کردن مسئله است نه حل کردن آن. بله، اگر عوامل نفوذی و سازمان یافته ای وجود دارند که اساتید یا دانشجویان را تحریک می کنند، وظیفه نهادهای مسئول است که بیرون از محیط دانشگاه آنها را شناسایی و با آنها طبق قانون برخورد کنند، اما محیط داخل دانشگاه باید برمبنای تدابیر علمی و دانشگاهی مدیریت شود. *آمار افت مخاطب و عدد ۶۰-۷۰ درصد که از صدا و سیما بهره نمی برند گزارش درستی است، اما تحلیل آن الزاماً به معنای قهر مردم نیست. بخش اعظم این پدیده، ناشی از مهاجرت عمومی جامعه به پلت فرم های نوین دیجیتال و فضای مجازی است. *لازمه حفظ و جذب مخاطب در رسانه ملی، انصاف و اعتدال و حق گرایی است. مردم با هوش و فهیم هستند؛ اگر احساس کنند صداوسیما تریبون یک برش از یک جریان سیاسی است یا فقط روابط عمومی دولت هاست و یا برعکس، مخالفت غیرمنصفانه می کند، آنرا پس می زنند. شخصا بعنوان یک چهره فرهنگی، نه دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، نمی پسندم که صدا و سیما، تریبون یک جریان خاص باشد. من احساس می کنم، صدا وسیمای فعلی می تواند با حکمرانی منصفانه، درصدی از مخاطبان خودرا افزایش دهد، اما اینکه انتظار مخاطب خیلی زیاد داشته باشیم، نه، این اتفاق نخواهد افتاد.
*شبکه چهار که باید کرسی آزاداندیشی نخبگانی باشد، محدود به ۵ یا ۶ چهره و حرف های تکراری با یک خط فکری خاص شده و این سبب دل زدگی جامعه دانشگاهی و نخبگان است. شبکه چهار را در شأن نخبگان کشور نمی دانم. *برخی برنامه ها مثل برنامه «به وقت ایران» در شبکه خبر مخاطب را خسته می کند. معتقدم، مدیریت صداوسیما حتماً باید در حکمرانی بازبینی کند. بی گمان، این بازبینی را سایر حوزه ها همچون حوزه های علمیه، مطبوعات، سازمان تبلیغات و… داشته باشند. ۱۷۳۰۲
خلاصه اینکه کسی که در خیابان بیهوش می شود، اطرافیان با نیت خیر دور او جمع می شوند اما اگر تخصص پزشکی نداشته باشند امکان دارد با حرکتی اشتباه جان بیمار را به خطر بیندازند. ما باید بجای جرم انگاری، به طرف تخلف انگاری حرکت نماییم و از ابزارهای هوشمند و بازدارنده مانند تذکرهای پیامکی بهره بگیریم. واگذاری مدیریت مسائل دانشگاه به دستگاههای خارج از محیط دانشگاه، منحل کردن مسئله است نه حل کردن آن.
