راز سالمندی سالم از سبک زندگی تا حفظ استقلال

یادداشت مهمان؛ محمدرضا شیخی چمان، استادیار اقتصاد سلامت

:

«هفته ملی سالمندان، بالاتر از آن که صرفاً مناسبتی برای یادآوری سالمندان باشد، فرصتی است برای بازبینی در معنای سالمندی؛ این که در دوره ای که انسان ها بالاتر از گذشته فرصت زندگی کردن دارند، چطور می توان این سالیان بیشتر را به سالیان سالم تر، فعال تر و با کیفیت تر تبدیل کرد.
طولانی تر شدن عمر انسان، یکی از موفقیتهای مهم پیشرفت پزشکی و بهبود شرایط زندگی است. با این وجود، افزایش طول عمر زمانی ارزشمندتر می شود که با توانایی، استقلال و کیفیت زندگی همراه باشد. امکان دارد سالیان بیشتری به عمر انسان اضافه شود، اما بیماریهای قابل پیشگیری، کاهش توانایی، محدودیت حرکتی، تنهایی یا وابستگی، بخشی از این سال ها را دشوار کنند. بدین سبب سوال مهم در رابطه با سالمندی تنها این نیست که «چگونه بیشتر عمر کنیم؟»؛ بلکه اینست که «چگونه سالیان بیشتری را سالم تر، مستقل تر و باکیفیت بهتر زندگی کنیم؟»
پاسخ به این سؤال، از سالیان سالمندی آغاز نمی گردد. سالمندی سالم تا حد زیادی حاصل مجموعه ای از انتخاب ها و شرایطی است که سال ها پیش شکل گرفته اند. تغذیه مناسب، تحرک کافی، خواب و استراحت مناسب، توجه به سلامت روان، کنترل عوامل خطر و مراجعه به موقع برای دریافت خدمات سلامت، همگی از اقداماتی هستند که باید در طول زندگی مورد توجه قرار گیرند. هرچه پیشگیری زودتر وارد سبک زندگی شود، فرصت بیشتری برای حفظ توانایی های جسمی و روانی در سالیان بعد وجود خواهد داشت. سالمندی سالم، در واقع بخشی از مسیر سلامت در طول زندگی است.
آموزش سلامت زمانی اثرگذارتر است که از سفارش های کلی فراتر برود و با زندگی روزمره افراد ارتباط پیدا کند. بطور مثال، وقتی از فعالیت بدنی در سالمندی صحبت می نماییم، هدف تنها ورزش کردن یا حفظ تناسب اندام نیست؛ حفظ توانایی انجام کارهای روزمره اهمیت بیشتری دارد. راه رفتن، حفظ تعادل، بالا رفتن از پله، انجام امور شخصی و حضور در فعالیتهای اجتماعی، بخش مهمی از استقلال فرد را می سازند. فعالیت بدنی را باید بخشی از برنامه حفظ این قابلیت ها دانست.
تغذیه سالم هم به انتخاب غذا محدود نمی گردد. کاهش اشتها، مشکلات دهان و دندان، دشواری بلع، برخی بیماریها، مصرف بعضی داروها، تنهایی و حتی محدودیت های اقتصادی می توانند بر وضعیت تغذیه سالمند اثر بگذارند. به همین علت، تغذیه مناسب باید بخشی از مراقبت مستمر باشد و در صورت وجود مشکل، به سفارش های عمومی محدود نشود. هدف، تنها تامین نیازهای بدن نیست؛ تغذیه مناسب می تواند به حفظ انرژی، توانایی و کیفیت زندگی کمک نماید.
دارو در سلامت سالمندان جایگاه مهمی دارد. خیلی از سالمندان با چند بیماری مزمن زندگی می کنند و امکان دارد هم زمان چند دارو مصرف کنند. در چنین شرایطی، دسترسی به دارو تنها بخشی از مسئله است و مصرف درست و منطقی آن اهمیت زیادی دارد. گاهی مراقبت بهتر به مفهوم اضافه کردن یک داروی دیگر نیست؛ امکان دارد لازم باشد داروهایی که مدت ها مصرف شده اند باردیگر بررسی شوند تا مشخص شود همچنان ضروری، مناسب و ایمن هستند یا خیر. دارو می تواند زندگی را نجات دهد، بیماری را کنترل کند و کیفیت زندگی را افزایش دهد، اما جای تغذیه مناسب، تحرک، پیشگیری و مراقبت مستمر را نمی گیرد. در سلامت، بیشتر همیشه به مفهوم بهتر نیست.
سلامت سالمند را نمی توان تنها با فشارخون، قند خون یا نتایج آزمایش ها سنجید. سلامت روان و ارتباط اجتماعی هم بخشی از تجربه سالمندی هستند. کاهش ارتباط با خانواده و دوستان، از دست دادن نقش های اجتماعی، تنهایی یا احساس کنار گذاشته شدن می تواند کیفیت زندگی را تحت الشعاع قرار دهد. فرد سالمند زمانی فرصت بیشتری برای یک زندگی با کیفیت دارد که همچنان امکان ارتباط، یادگیری، مشارکت و احساس مفید بودن را تجربه کند.
مراقبت موثر بهتر است قبل از آن که بیماری یا ناتوانی به یک بحران تبدیل گردد، آغاز شود. جلوگیری از سقوط، توجه به تغذیه، بررسی وضعیت دارویی، حفظ تحرک، توجه به تغییرات خلقی و شناختی و مراجعه به موقع برای دریافت خدمات سلامت، می تواند بخشی از این مراقبت باشد. مراقبت خوب فقط واکنش به بیماری نیست؛ کمک به فرد برای حفظ توانایی ها و استقلال خود در طی زمان است.
سالمند را نباید صرفاً دریافت کننده خدمات سلامت و مراقبت های حمایتی دید. خیلی از سالمندان همچنان تجربه، دانش، مهارت و توان مشارکت دارند و می توانند در خانواده و جامعه نقش آفرین باشند. سالمندی فعال یعنی فرد، متناسب با شرایط خود، همچنان امکان انتخاب، مشارکت، یادگیری، ارتباط و اثرگذاری داشته باشد. چنین نگاهی، سالمند را از فردی نیازمند مراقبت صرف به عضوی فعال از جامعه تبدیل میکند.
خانواده در این راه نقش مهمی دارد، اما تمام مسئولیت مراقبت نمی تواند بر دوش خانواده باشد. خانواده می تواند در حفظ فعالیت، تغذیه مناسب، مصرف درست دارو، مراجعه به خدمات سلامت و حفظ ارتباط اجتماعی در کنار سالمند قرار گیرد. در کنار خانواده، جامعه و نظام سلامت هم باید شرایطی فراهم نمایند که سالمند و اطرافیان او در این راه تنها نمانند. دسترسی مناسب به مراقبت های اولیه، توانبخشی، آموزش سلامت و خدمات حمایتی می تواند بخشی از دشواری های این مسیر را کم کند.
محیط زندگی هم در کیفیت سالمندی نقش دارد. خانه، محله و شهر باید تا حد امکان جهت زندگی در سنین بالاتر مناسب باشند. امکان پیاده روی، دسترسی ساده تر به خدمات، امنیت محیط، کاهش خطر سقوط، فضاهای مناسب برای حضور اجتماعی و امکان جابه جایی، همگی بر میزان استقلال و مشارکت سالمندان اثر می گذارند. اگر از سالمند انتظار داریم فعال بماند، باید محیطی هم فراهم نماییم که فعال ماندن را برای او ممکن سازد. سلامت سالمندان تنها به رفتار فردی وابسته نیست و محیط زندگی هم بخشی از آن است.
این موضوع، سالمندی را از یک مسئله فردی فراتر می برد. کیفیت سالیان سالمندی حاصل تعامل انتخاب های فرد، حمایت خانواده، شرایط محیط زندگی و عملکرد نظام سلامت است. جامعه سالم، جامعه ای نیست که فقط عمر بیشتری برای مردم فراهم کند؛ باید تلاش کند این سالیان بیشتر با توانایی، استقلال، ارتباط و کیفیت زندگی همراه باشند.
سالمندی فقط مسئله سالمندان امروز نیست. هر نسلی که امروز در رابطه با تغذیه، تحرک، سلامت روان، پیشگیری و سبک زندگی خود تصمیم می گیرد، بخشی از سالمندی آینده خویش را شکل می دهد. از این منظر، توجه به سالمندی در واقع نوعی نگاه به آینده جامعه است؛ آینده ای که در آن خیلی از جوانان و میانسالان امروز، سالمندان فردا خواهند بود.
در همین مسیر، رابطه میان نسل ها اهمیت پیدا می کند. سالمندی فقط دریافت حمایت نیست. سالمندان می توانند تجربه، دانش، خاطره و مهارت های خویش را به نسل های بعد منتقل کنند و در خانواده و جامعه نقش داشته باشند. جامعه ای که ارتباط میان نسل ها را حفظ می نماید، فرصت بیشتری جهت استفاده از این سرمایه انسانی خواهد داشت.
سالمندی سالم را نباید یک برنامه مقطعی یا مجموعه ای از سفارش های مناسبتی دانست. آموزش سلامت باید از سالیان جوانی و میانسالی آغاز شود و در طول زندگی ادامه پیدا کند. مراقبت باید قبل از ایجاد بحران جدی شکل بگیرد، مصرف دارو باید آگاهانه و منطقی باشد، تغذیه و تحرک باید بخشی از سبک زندگی باشند و سلامت روان و ارتباط اجتماعی در کنار سلامت جسم دیده شوند. جامعه هم باید سالمندی را دوره ای طبیعی از زندگی و دارای ظرفیت مشارکت و نقش آفرینی بداند.
در نهایت، هدف از سالمندی سالم این نیست که انسان را از تمام بیماری ها و محدودیت های طبیعی زندگی دور کنیم؛ چنین انتظاری واقع بینانه نیست. هدف اینست که تا حد امکان، سالیان بیشتری از زندگی با توانایی، استقلال، ارتباط و کرامت همراه باشد. برای رسیدن به این هدف، هر یک از ما از سالیان قبل از سالمندی می توانیم سهمی داشته باشیم؛ خانواده می تواند همراه باشد، جامعه می تواند محیط مناسب تری فراهم آورد و نظام سلامت می تواند پیشگیری، مراقبت مستمر و حفظ توانایی را جدی تر دنبال کند.
سالمندی فقط به تعداد سال هایی که به زندگی اضافه می شود مربوط نیست؛ به کیفیت سال هایی هم مربوط است که در اختیار ما قرار می گیرد. اگر مقرر است زندگی طولانی تر، دستاوردی برای انسان باشد، باید تلاش نماییم این سالیان بیشتر با سلامت، استقلال، مشارکت و کرامت همراه شوند. سالمندی سالم، در نهایت یعنی این که سالیان بیشتر، فرصت زندگی بهتر باشند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *